سديد الدين محمد عوفى
205
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
ادب كنم تا بعد ازين نوع بىادبى نكند و ديگر بىادبان را عبرت بود كه « 1 » با فرزندان امير المؤمنين اغماض نمىرود « 2 » و ايشان به جاى خود « 3 » نشينند « 4 » . ابو جعفر او را محمد فرمود و از او « 5 » عذر خواست . [ چهگونه هارون ميزان علاقه امين و مأمون به خود را به زبيده اثبات كرد ] حكايت ( 18 ) آوردهاند كه وقتى زبيده در خدمت امير المؤمنين هارون الرشيد درآمد و دلماندگى كرد و نوميدى نمود « 6 » و گفت « 7 » : مأمون را از امين دوستر مىدارى و « 8 » جانب او بيشتر رعايت مىفرمايى . هارون « 9 » گفت : زيرا كه « 10 » هر دو را امتحان كردم و آنچه از مأمون مشاهده مىافتد آن « 11 » جمله مستدعى زيادت « 12 » تربيت ما مىباشد در حقّ وى . و اگر خواهى كه مرا معذور بدارى « 13 » تو اين ساعت « 14 » هردو را امتحان كن « 15 » . پس دو خادم خردمند را بخواندند « 16 » و يكى را به نزديك محمد امين فرستادند « 17 » و يكى را به نزديك مأمون . و گفت « 18 » : به خدمت ايشان تقرّب طلبيد و « 19 » ساعتى « 20 » منادمت كنيد و سخنان به مراد ايشان تقرير كنيد « 21 » ، پس بگوييد كه چون نوبت خلافت به تو رسد در حق من چه انعام خواهى فرمود « 22 » . هر جوابى كه « 23 » ايشان گويند « 24 » براستى بازرانيد . پس آن خادم كه به نزديك محمد « 25 » امين رفته بود چون او را بديد « 26 » خدمت كرد و از هر نوع مباسطت
--> ( 1 ) متن - كه ( 2 ) متن - نمى ( 3 ) متن : به خود ( 4 ) مپ 2 و بنياد - كه با فرزندان . . . خود نشينند ( 5 ) متن و مج : و از اقارب و عشاير خود ( 6 ) مپ 2 - و نوميدى نمود ، مج : نموده ( 7 ) مج + تو ( 8 ) مپ + در ( 9 ) مج : رشيد ( 10 ) مپ 2 : من : مج + من ( 11 ) متن : از ، مپ 2 - آن ( 12 ) بنياد : زيادتى ( 13 ) مپ 2 - كه مرا معذور بدارى ( 14 ) مپ 2 : اين ساعت تو ، مج : بدارى اين ساعت ( 15 ) مج : بايد كرد . ( 16 ) متن و مپ 2 : بخواند ( 17 ) مج : فرستاد ( 18 ) متن و مپ 2 : و گفتند ( 19 ) مپ 2 - به خدمت ايشان تقرب طلبيد و ( 20 ) مپ 2 + با ايشان ( 21 ) مپ 2 - و سخنان . . . تقرير كنيد ( 22 ) مپ 2 : فرمايى + و چه كنى ( 23 ) مپ 2 و مج : هرچه ( 24 ) مپ 2 + جواب آن ( 25 ) مج - محمد ( 26 ) متن و مپ 2 - بديد